
مشکات
در غربت يک غروب پاييزي ، زير ترنم بارون رو خش خش برگاي زرد خزوني براي گفتن حرفي متولد شدم . آمدم تا در شکوه عشق و زيبايي زندگي کنم
ولي افسوس که زندگي را از من دريغ کردند
اي هستي هستي بخش پناهم ده تا در آغوش عشقت زندگي را زندگي کنم
باورم کن ، من در ژرفاي وجودم ترانه اي دارم از اميد
باورم کن و مرا ببخش
آرشیو
بلاگ
9/22/2008 - 10/21/2008
8/22/2008 - 9/21/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
موضوع
نوشته ها
دوستان
من
قالب
از
قالب های نازنین
www.Naazanin.Com
الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي كه آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما كه مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا كه عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد كمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ میخوام واسه دوری ساره گلم گریه کنم
+ نوشته شده در ساعت 17:10
توسط مهدی
|